خوانندگان سودای

گروه خوانندگان

خوانندگان سودای

گروه خوانندگان

دنبال کنندگان ۴ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

تعریف لغوی غناء:

هر صدایی که از حنجره ی انسان درمی آید، مشتمل بر ترجیح بوده و به گونه ای باشد که صلاحیت طرب انگیزی داشته باشد- اگرچه در مواردی نسبت به برخی افراد طرب انگیز نباشد- غناء نامیده می شود که در زبان فارسی به عنوان «خوانندگی» یا «آوازخوانی» از آن یاد می شود.

 

معنای لغوی ترجیح و طرب:

برای روشن شدن مفهوم «غنا» لازم است مفهوم «ترجیح» و «طرب» نیز آورده شود:

ترجیح عبارت است از: آوا، آهنگ دادن به صدا، زیر و بم و چهچهه ی صدا.

طرب عبارت است از: حالتی که در اثر غم یا شادی به انسان دست می دهد به گونه ای که در اثر آن، حرکات سبک و خلاف شان، وقار و متانت از او صادر می گردد.

 

کلام فقها در تعریف غناء:

امام خمینی (قدس سره) در تعریف «غناء» می فرماید: غنا عبارت است از صدای انسان، صدایی که تا اندازه ای نازکی و زیبایی ذاتی داشته باشد و در اثر تناسب با طرب، شأنیت و صلاحیت ایجاد طرب در افراد معمولی را داشته باشد. (امام خمینی، المکاسب المحرمه، ج1، ص202)

از احادیث روشن می شود که غناء (آوازخوانی) و موسیقی (نوازندگی) از کارهایی است که به دست شیطان تأسیس شده است

ایشان در تحریرالوسیله پس از اشاره به حرمت غنا و حرمت شنیدن آن و کسب درآمد با آن می فرماید: تنها زیبا کردن صدا «غناء» نمی باشد، بلکه غناء عبارت است از: کشیدن صدا و ترجیح آن به گونه ای که طرب انگیز بوده و متناسب با مجالس لهو و محفل های سرور و شادی و هماهنگ با آلات لهو و موسیقی باشد و فرقی ندارد که در کلام حق از قبیل قرائت قرآن، دعا و مرثیه باشد یا در غیر آن از قبیل شعر و نثر، بلکه غنا در چیزهایی که وسیله ی اطاعت خداست موجب افزایش عذاب خواهد بود. (تحریرالوسیله، ج1، ص 497، مسأله 13.)

سیر تاریخی غناء:

مخترع غناء:

در برخی از روایات اختراع غنا به شیطان منسوب و از او به عنوان اولین خواننده یاد شده است. در تفسیر عیاشی از جابربن عبدالله انصاری و او از پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) روایت کرده است:

شیطان نخستین کسی است که آوازخوانی کرد و اولین کسی است که نوحه گری نمود و اولین کسی است که حدی خواند هنگامی که آدم علیه السلام از (میوه ی) درخت خورد، شیطان آواز خواند و هنگامی که از بهشت اخراج شد و هبوط کرد حدی خواند و زمانی که در زمین مستقر شد، نوحه گری را آغاز کرد که به وسیله ی آن، نعمت های بهشت را برای آدم علیه السلام یادآوری می کرد (تا اندوه آدم علیه السلام افزون گشته و شیطان خوشحال گردد.)

(ج1، ص40، ذیل آیه 35 سوره ی بقره، حدیث 23- به نقل از سیر تاریخی موسیقی و غنا، ص 61)

در حدیث دیگر، اختراع موسیقی و غنا هر دو به شیطان نسبت داده شده و آن روایتی است از امام صادق علیه السلام که فرمود: من کودک خردسالی بودم روزی دیدم عده ای بر طبل می زنند و بازی می کنند خواستم بایستم و تماشا کنم؛ پدرم فرمود: همه ی این لهویات و آوازخوانی هایی که می بینی شیطان برای شماتت آدم علیه السلام به هنگام اخراج وی از بهشت ساخته است.

دعائم الاسلام، ج 2، ص 209)

از احادیث روشن می شود که غناء (آوازخوانی) و موسیقی (نوازندگی) از کارهایی است که به دست شیطان تأسیس شده است. بدیهی است که شیطان همیشه دنبال کارهای خلاف دستور خدا بوده و هیچ کار مطلوبی انجام نمی دهد و از همین جا می توان به بدی غنا و موسیقی پی برد.

اگر غنا به دلیل لذت بخش بودن حرام بود، استماع آواز بلبل و آواز جویبار و آبشار هم باید حرام باشد. علاوه بر اینها در اسلام خواند قرآن با لحن خوش و اداء اذان با صوت خوش مستحب است

غنا در روایات:

باید توجه داشت که روایات متعدّدی در زمینه ی غنا و موسیقی وجود دارد که در یک دسته بندی می توان آن را اینگونه عنوان کرد:

اول: روایات ممنوعیت غناء و آوازخوانی که در این احادیث غناء عامل نفاق و فقر- بدترین صدا- مقدمه نفاق- مقدمه ی بلاهای خطرناک- مقدمه ی زنا و ... معرفی شده اند به عنوان نمونه: امام صادق علیه السلام می فرماید: غناء موجب نفاق و دورویی می گردد و فقر و نیازمندی به دنبال می آورد. (وسائل الشیعه، ج17، ص309)

دوم: روایات مذموم بودن موسیقی و ممنوعیت آلات آن.

سومروایات نکوهش شخص خواننده و نوازنده؛ در این روایات آوازخوان ملعون، دور از رحمت خداوند، پست ترین افراد معرفی شده است و بیان شده که کسب و درآمد آوازخوان حرام و نماز و دعایش غیرقابل قبول و غیرمستجاب است.

چهارم: روایات ممنوعیت گوش دادن به غناء و موسیقی؛ در این روایات گوش دادن به غناء و موسیقی عامل نفاق، مقدمه ی قساوت قلب، عبادت شیطان و مایه ی غضب الهی معرفی شده است.

پنجم: روایات پرهیز از غنا و موسیقی و رسیدن به پاداش اخروی آن

 

نتیجه ی این روایات:

از مجموع احادیثی که در پنج عنوان فوق ذکر شد و به حدّ تواتر نیز رسیده است، مخاطبان گرامی استفاده خواهند کرد که: غنا و موسیقی، هم برای خواننده و نوازنده و هم برای شنونده ی آنها حرام است؛ مالی که خواننده یا نوازنده از این راه بدست آورد  حرام و دهنده ی آن مال نیز مرتکب گناه زشتی شده است و کسی که از این گناهان پرهیز کند در آخرت به نعمت های بهتری می رسد.

همه ی آوازهای مطبوع و لذت بخش یک نوع اثر ندارد. آواز خوب با افکار و خیالات و احساسات سر و کار دارد. باید توجه داشت که هر نوع آوازی با نوعی احساسات سر و کار دارد؛ بعضی با احساسات شهوانی و جنسی، بعضی با احساسات سلحشوری و بعضی با احساسات معنوی و الهی سر و کار دارد

علت حرمت غناء و استماع آن:

عده ای گمان می کنند که اسلام غناء را از آن جهت که لذت بخش است حرام کرده است، چون هر لذتی حرام است! این اشتباه است. هیچ چیز به دلیل لذت بخش بودن گناه نیست، بلکه به دلیل اینکه موجب آلام دیگری یا مانع لذات دیگری می شود حرام است. به عبارت دیگر، هر لذت مادامی که فتنه انگیز و مفسده خیز نباشد حرام نیست. لذت از آن جهت که لذت است هرگز حرام نیست. اگر غنا به دلیل لذت بخش بودن حرام بود، استماع آواز بلبل و آواز جویبار و آبشار هم باید حرام باشد. علاوه بر اینها در اسلام خواند قرآن با لحن خوش و اداء اذان با صوت خوش مستحب است.

برای اینکه علت حرمت استماع آوازهای لهوی را بدانیم لازم است بدانیم که همه ی آوازهای مطبوع و لذت بخش یک نوع اثر ندارد. آواز خوب با افکار و خیالات و احساسات سر و کار دارد. باید توجه داشت که هر نوع آوازی با نوعی احساسات سر و کار دارد؛ بعضی با احساسات شهوانی و جنسی، بعضی با احساسات سلحشوری و بعضی با احساسات معنوی و الهی سر و کار دارد. بعضی ها رخوت آور است، موجب استرخاء اعصاب و دشمن اراده و تصمیم اخلاقی است، منفسخ کننده ی تصمیمات است و بعضی دیگر برعکس مصمم کن و تصمیم ایجاد کن و محرک به سوی هدفهای عالی و فداکاری است. بعضی از آوازها حالت خضوع و خشوع قلبی ایجاد می کند و بعضی دیگر خدا را از یاد انسان می برد و ملهی عن ذکرالله است.

بدون شک بعضی از آوازها و آهنگها با شهوات مرتبط است، با خیالات شهوت انگیز و با احساسات جنسی سر و کار دارد یعنی با نیرویی که قویترین و سرکش ترین نیروهای وجود انسان است و قویترین رقیبهای عقل و اخلاق به شمار می رود. تحریک و تهییج این نیرو بسیار خطرناک است. در حدیث است که وقتی این شهوت تحریک می شود دو ثلث عقل می رود. بعضی آوازها یا آهنگها اثرش این است که بی اختیار سر و گردن و دست و پا را به حرکاتی خاص وامی دارد، که خود آن حرکات تناسب خاصی با شهوت جنسی دارد و بی اختیار شهوت را برمی انگیزد و انسان را مسلوب الاختیار می کند. اگر برای یک علاقه مند به امنیت و عدالت کشور جایز است که عناصر ناراحت و جانی را وادار به سرکشی و طغیان علیه حکومت عادله کند، برای دین جایز است که رقص و شراب و غنا را تجویز کند. از شراب و غنا و رقص زن در حضور نامحرم فتنه برمی خیزد و از این رو اسلام اجازه نمی دهد.

پس غنایی که حرام است عبارت است از آوازهای شهوت انگیز و متناسب با شراب و رقص و فحشا.